
شبیه خوانی و تعزیه در ( میمه )
,, مذهب تشیع توضیحاتی ارائه سبس در مورد چگونگی اجراء رسم و رسومات سنتی و مذهبی و هنری تعزیه در ایران مطالبی آورده شذه و در پایان به رسم و رسومات شبیه خوانی در میمه برداخته ایم .
با نگاهی گذرا به تاریخ و تمدن ایران به خوبی می توان دریافت که کشور ما یکی از کهن ترین و سنتی ترین کشورهای جهان است . طبیعتاًٌ در کشوری با این قدمت تاریخی فرهنگی ، همه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ انسانی در کنار هم و موازی با یکدیگر خلق می شوند البته بالندگی فرهنگی هر ملتی بر مبنای خصوصیات روحی و روانی آن مشخص می گردد . این همان نقطه رمزآمیزی است که فرهنگ و روحیات یک ملت را تشکیل می دهد .بارزترین خصیصه فرهنگی انسان ایرانی که دنیا بر آن صحه گذاشته ، روح لطیف شاعرانه از یکسو و ذهنیت مذهبی و روح حماسه خواهی از سوی دیگر است که موجب شده است تا از تلفیق این عناصر با نبوغ انسانی ایرانی اشکال متنوعی و همیشه ماندگاری در فرهنگ ایران و حتی جهان به وجود آید .
(یادگار زریران ) خودش را نشان داده بود . این روحیه در بعد از اسلام به دلیل ارادت خاص ایرانیان به اسلام و خاندان اهل بیت ، خود زمینه ساز شکل گیری و تکامل شکلی مقدس از هنری ، بنام تعزیه شد . هنری که به تدریج پلکان زیبا شناختی را در نور دیده ، ضمن ترکیب با عناصری چون نوحه خوان ، نقالی دسته گردانی ، موسیقی و ... به صورت یک درام انسانی و مذهبی ساختار خاص خودش را پیدا کرد . پس طبیعی است که تعزیه با محتوائی غنی و فرم و قالبی که در دنیا یگانه است ، نه تنها از جایگاهی ویژه در فرهنگ نمایشی ما برخوردار باشد ، بلکه به عنوان سمبل هنر نمایشی ایرانی به جهانیان معرفی شود . کما اینکه در سراسر دنیا و در در هر کشور ، نمایشی مخصوص به آن کشور وجود دارد . به طور مثال میگوئیم هنر نمایشی یونانی ، هندی ، چینی و ژاپنی و ... که دلیل این نامگذاری هم بر می گردد به روحیه و خصیصه های بارزی که برخاسته از فرهنگ این ملل است . مثلاً نمایش یونانی بر مبنای اساطیر و تقدیر فلسفی هلنی شکل گرفته است و یا در کنارش نمایش هنری بر گرفته از تفکر عرفانی و ادبی سانسکریت و بودائی است و یا ژاپن با هنر نمایش ( نو ) کابوکی از اندیشه تاریک بودائی تاثیر گرفته و نمایش چینی بر تفکر مادی و جبرهای اجتماعی و قراردادهای انسانی تاکید دارد . پس نتیجه می گیریم که سه عامل اعتقاد ، مذهب و هنر در به وجود آمدن تعزیه بسیار تاثیر داشتند ، لذا باید تعزیه را هنر نمایش ایرانی نام نهاد که در هیچ یک از کشورهای نه تنها همجوار ، بلکه اسلامی نیز نمی توان مشابه آن را سراغ گرفت . زیرا ملیت ، تمدن و مذهب که از ترکیب آنها روح ملی شکل می گیرد ، ذوق هنری و مذهبی را به وجود می آورد . پس نگاه انسان ایرانی به فلسفه ، ایدئولوژی ، فرهنگ و تمدن نمی تواند شبیه نگاه دیگران باشد . این نگاه در همه زمینه ها وقتی در کنار یک موضوع و اندیشه بسیار زنده ، معاصر و ابدی همانند ، فاجعه کربلا و عدالتخواهی حضرت امام حسین علیه السلام قرار می گیرد . خود رقم زننده یک حرکت متفاوت می شود و حضور شخصیت سید الشهداء علیه السلام اصلی ترین عام در شکل گیری تعزیه می گردد زیرا هر جریان فرهنگی هنری برای شکل گیری باید به یک عنصر فراگیر متکی باشد و هنگامی که آن عنصر حضور پیدا کرد ، موجب می شود تا همه عناصر ناب و زیبا فرا خوانده شوند لذا نقش اصلی و کلیدی است و البته بودند چنین شخصیتهائی در مناطق و ملل دیگر که موجب شکل گیری گونه های نمایشی دیگر شدند . اما در کشور ما به خاطر گرایشی که به اهل بیت وجود دارد و نیز نیاز ملی –
– با درام سنتی آیینی تفاوت دارد . این شیوه از درام متعلق به یک فرد نیست . بلکه پدید آوردندگان آن بی شمارند . از طرفی این اثر در طول زمان شکل گرفته است و نحوه تحول و شکل گیری آن مبتنی بر باورها ، اعتقادات و سنن جمعی است ، پس عناصری که تعزیه را در خود جایگزین نموده اند ، بی شمارند ولی اساسی ترین آنها عبارتند از دسته روی ، سینه زنی ، مقتل خوانی ، روضه خوانی ، نوحه خوانی ، شمایل گردانی و ... عناصر نمایشی تعزیه از دید محققین به یک جریان هنری همانند طبیعت می ماند که از عناصر گوناگونی تشکیل شده است عناصری که نبود هر یک از آنها هماهنگی لازم را از بین نمی برد ولی ترکیب آنها با هم زیبایی و هماهنگی خاصی را به وجود می آورد هر چند هر یک از آنها تاریخ پیدایش جداگانه ای دارند ، ولی به شکل ماهرانه در کنار یکدیگر قرار گرفته اند .
تعزیه خوانی در ابتدا یک حرکت ساده بود که به مرور پیچیده شد . و با عناصر دیگر از قبیل نوحه خوانی ، شخصیت سازی ، موسیقی و متن داستان همراه شد . اوج این تحول و رشد روضه خوانی است که شکل کاملاً هنرمندانه دارد . در روضه خوانی یک واعظ نه تنها به تشریح حوادث و وقایع کربلا بر مبنای مقتل می پردازد ، بلکه در مونولوگها ، دیالوگها ، ایجاد جنبه های موسقیائی به شکل کاملاً هنری عمل می کند به دنبال روضه خوانی عناصری چون نسخ تعزیه که بر اساس مقتل توسط محتشم کاشانی سروده شده است توانست به سیر تکاملی خود دست پیدا کند از ویژگیهای دیگر تعزیه این است که تماشاگر هم جزو اجزای تشکیل دهنده نمایش تعزیه به حساب می آید . امروز بخش مهمی از تحقیق رسانه تئاتر معطوف به تماشاگر است همه تلاشها بر این است که چگونه حضور تماشاگر به عنوان یکی از دو رکن اصلی تئاتر به خوبی تبیین شود . در تعزیه بخشی از این تحقیقات دقیقاً به تماشاگران تعزیه و نحوه حضور و شرکت آنها در این فضای روحانی توجه کرده است ، که آن هم به دو عامل بستگی دارد . اول اینکه تماشاگر تعزیه یک تماشاگر عادی نیست ، بلکه فردی متدین است که وقتی برای دیدن تعزیه به محل تعزیه خوانی می آید هم بنا به ارادت قلبی به سیدالشهداء و هم برای برآورده شدن حاجتی است . در محل تعزیه جایگاه مخصوص وجود ندارد . فضا ، جائی است بنام میدان تعزیه خوانی یا تکیه که هر انسانی از هر طبقه و با هر پایگاه اجتماعی می آید و هر جا خواست می نشیند . حتی اگر یک فرد با نفوذ سیاسی ، مادی ، اجتماعی در مکانی بنشیند این دال بر آن نیست که او از این امکان می تواند بهتر ببیند ، یا این مکان بهترین جایگاه است . خیر در تعزیه همه به طور برابر خوب می بینند . پس همه تماشاگران برابرند . نکته دیگر ارتباط تماشاگر با صحنه است . بین تعزیه خوانان و تماشاگران در همه لحظات تعزیه ارتباط روحی ، عاطفی برقرار است ، تماشاگر به تعزیه می رود که نذر کند ، صدقه بدهد و ... یا تعزیه خوانان با تماشاگران حرف می زنند و در بین آنها می نشینند ، تمامی این شاخصها موجب می شود که تماشاگر فضای تعزیه مورد توجه محققین قرار گیرد . و در پژوهشها از آن بهره ببرند . علاوه بر این تماشاگران اخلاق نیکو ، نکته سنجیها ، لطیفه گوئیها ، حریت فکر و اراده را پای همین اجتماعات می آموزند به عبارت دیگر این مجالس روح دموکراسی اسلامی را بروز و ظهور می دهد که نتیجه آن خواهد بود که مردمان جامعه با ایمان ، با ادب و مهربان تربیت شوند . اما همین تعزیه در کنار فواید در صورتی که با تجملات و تحریفات برگزار شود مضرات بسیار زیادی خواهد داشت چون در عصر تسخیر فضا و قرن کامپیوتر و اشعه لیزر دیگر حنای تعزیه های تحریف شده با ویژگیهای ارتجاعی و تجملاتی نزد افراد تحصیل کرده بخصوص نسل جوان روشنفکر رنگی نخواهد داشت و تعزیه از روح معنوی خالی و تعزیه به یک نمایشنامه بی احساس و غیر پویا تبدیل خواهد شد .
نقش موسیقی در تعزیه
تعزیه یک درام موسیقیائی است که با آمیختن این عنصر ، تعزیه به جامعیت مطلوب خود دست می یابد و می تواند مفاهیم ظریف خود را به نحو مطلب منقل کند . تعزیه خود حافظ و نگهدار موسیقی ایرانی بوده است و این مطلب را استادان بزرگی همانند استاد ابوالحسن صبا نیز مورد تایید قرار دادند . ایشان اشاره ای جالب در این مورد دارد مبنی بر این که تعزیه ، موسیقی ما را حفظ کرده است . گر چه ایشان با بدبینی از آینده موسیقی ایرانی یاد می کند که آن هم معلول ممنوعیت اجرای تعزیه در زمان آن مرحوم بوده و ایشان هراس داشته که همین دستاوردها نیز از بین برود . ایشان می گویند ، جوانانی که از صدای خوشی برخوردار بودند نذر می کردند تا در تعزیه شرکت کنند و شعر بخوانند ، تا بدین صورت پی به تواناییهای آوازی خود ببرند از طرفی اهمیت موسیقی در بافت تعزیه را از دید زیبا شناختی نباید نادیده گرفت چون تعزیه بدون موسیقی به طور حتم از بار عاطفی کمتری برخوردار است . برای اینکه موسیقی عاملی موثر در ضبط و ربط صحنه ها و تشریح و بیان حالتهای خاص و عام است .
با موسیقی ، تماشاگر به مفاهیمی از قبیل رزم ، میدان جنگ، حزن خوانی ، عو ض شدن صحنه ها ، رجز خوانی ، حریف خوانی ، و ... پی می برد . از طرفی موسیقی است که ذهنیت تماشاگر را از نظر روانی مهیای صحنه ها می کند . یعنی وقتی طبل شهادت نواخته شود ، طبیعتاً تماشاگر خبر شهادت را دریافت می کند . جدای از موارد فوق تعزیه خوانان باید موسیقی را به شکل اصولی بدانند . چون آنها باید در دستگاههای آواز ایرانی بخوانند تا بتوانند آن احساس ناب را در ذهن تماشاچی به وجود آورند . اقبال آذر و استاد صدیف که از نوادر آواز و موسیقی ایران اند تعزیه خوان بوده اند . پس با موسیقی است که آن احساس معنوی در فضای تعزیه جاری می شود و پالایش روحی بوجود می آید . حتی در بعضی از شعرهائی که شبیه خوانها می خوانند نام سازهای موسیقی بطور صریح و مستقیم بیان شده است .
مغنی کجائی طب ساز کن دم نی به نظم هم آواز کن
بیار و بیار آن دف و تار را غزل ساز آهنگ مزمار را
ساز اصلی تعزیه طبل است برای مثال طبل جنگ ، طبل ظفر ، طبل کوچ ، طبل بشارت ، طبل شکست و از آلات موسیقی دیگر که در تعزیه استفاده می شود می توان دهل ، سنج ، نقاره ، قره نی و شیپور را نام برد که به تناسب امکانات گروهها و موقعیت آنها در تعزیه بکار می رود .
نقش لباس و رنگ در تعزیه
نماد و نشانه های تعزیه در لباس و ابزار تجلی پیدا می کند و شخصیتها بر مبنای جایگاه و اعتبار از آنها استفاده می کنند در نتیجه به صورت یک کد و علامت غیر گفتاری در بیان تفهیم و بیشتر اجراها به کار می رود . رنگها معرف روحیات و کردار اشخاص تعزیه هستند و این ترکیب پر معنی رنگ ، از علم گرفته تا خیمه گاه و لباسها وجود دارد . برای مثال ، ( الم ) و خیمه گاه لشکر اولیاها به رنگ سبز و اشقیا به رنگ سرخ است و یا لباسهای قرمز با رنگ تند و اسب سیاه از آن اشقیا است و اسبهای سفید و لباسهای سبز از آن اولیا . این تاکید بر رنگها دقیقاً د رگفتارها نیز بیان می شود . در صحنه ای امام حسین علیه السلام می گوید :
آری رضا شدم ز تو از خورده شیر پاک رویت سپید باد و سرت سبز مرحبا
یا راوی می گوید :
جنت سیاه پوش شد همچو زلف حور طوبی چرا خمیده و کوثر در آذر است
از دوده آه کیست افق باز قیرگون وز خون ، رخ شفق به عزای که احمر است
در برگذاری مراسم تعزیه هر گروه رنگ لباس خاصی دارد . به طور مثال رنگ سبز بیانگر تعلق به رسول خدا و نیز رنگ قرمز بیانگر خون و بی عدالتی است که بر شیعیان رفته و سیاه نماد سیاه پوشی و عزاداری همیشگی شیعیان برای امام حسین و سفید سمبل آمادگی شیعیان برای شهادت و فداکاری در راه خداست . بر اساس این کلیت است که شخصیت های منتسب به هر گروه ( اولیا و اشقیا ) از رنگ و لباس خاصی استفاده می کنند .
تعزیه گردان یا معین البکاء
معین البکاء ضمن اینکه نقش کارگردان را با تعابیر امروزی به عهده دارد وظیفه ای فراتر از آن را نیز بدوش می کشد . او پخته ترین و آگاه ترین فرد در تعزیه است ، به همه زیر و بم ها نه تنها اجرائی بلکه روحی و معنوی اثر و شرایط مکانی آن آگاه است . ( در قدیم پیش از شروع نمایش ، معین البکاء همانند راوی وارد صحنه می شد و به یاد تشنگی امام حسین علیه السلام در دشت سوزان کربلاء با ملاقه ای بزرگ و جامی آهنین در دست مقابل جایگاه تماشاچیان قرار گرفته ، آب در جام ریخته و به همه تماشاگران می نوشاند و بدین صورت نمایش را شروع می کرد . )
تعزیه گردان بعد از شروع تعزیه ، در همه جا حضور دارد . حرکت بازیگران ، نوازندگان و حتی تماشاگران را نیز تنظیم می کند . لوازم صحنه را جابجا می کند ، و حتی بعضی از این معین البکاءها کارشان ترمیم وقایع تعزیه و خارج کردن آن از حالت عوامانه و جنبه نمایشی دادن به آن است .
– و شیفته خاندان نبوت و عاشق و دلسوخته امام حسین علیه السلام .
تاریخچه تعزیه و شبیه خوانی
72
زمان پیدایش تعزیه یا شبیه خوانی روشن و مشخص نیست در زمان صفویه دو سیاح خارجی بنامهای سالامون انگلیسی و وان گوگ هلندی در سفر نامه های خویش از تعزیه خوانی بر روی ارابه در شهر اصفهان یاد کرده اند . در زمان کریمخان زند هم ویلیام فرانگلین در سفرنامه خود ( از بنگال تا ایران ) از اجرای دو تعزیه آب فرات و عروسی قاسم یاد کرده است .
تعزیه در آغاز بصورت ساده برگذار می شد و منظور آن بیان احوال و مصایب خاندان ابا عبدالله و واقعه غم انگیز کربلا بود و شیعیان هم شرکت در این مراسم را از تکالیف دینی خود می شمردند . کم کم گروههائی پیدا شدند که صرفاً تعزیه داری و تعزیه خوانی حرفه اصلی آنها شمرده می شد . رونق و رواج تعزیه باعث شد که سادگی و بی پیراگی جای خود را به تحمل و تحریف بدهد . ناصر الدین شاه قاجار در کار تعزیه سعی فراوانی به خرج داد و شبیه خوانی و تعزیه را وسیله اظهار تجمل و نمایش و شکوه و جلال سلطنتش کرد . همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخه های تعزیه عوض شد و پاره ای چیزها که هیچ ارتباطی به عزاداری نداشت با تحریف زیاد به تعزیه چسبانیده شد . مانند تعزیه امیر تیمور ، تعزیه حضرت یوسف ، تعزیه عروسی قاسم ، تعزیه عروسی دختر قریش ، ماجرای سلطان قیص ، قیصر روم و ...
در زمان ناصر الدین شاه تعزیه با توجه به مضمون و موضوع انواع مختلف پیدا نمود . بعضی تاریخی مثل تعزیه امیر تیمور ، برخی اخلاقی مثل عاق والدین ، بعضی شادی بخش مثل عروسی دختر قریش ، بعضی کمدی مثل تعزیه شست بستن دیو ، تعزیه ابن ملجم ، تعزیه حارث و بعضی طنز آمیز شد که در این تعزیه ها دشمنان پیغمبر و خاندان او مورد استهزاء و تمسخر و لعن و طعن قرار می گرفتند مثل تعزیه ابن ملجم و پسر فروختن ، در تعزیه های هجو آمیز دشمنان اهل بیت علیه السلام حتی از حیث لباس و قیافه و غذاخوردن مورد خنده و تمسخر بیننده واقع می شدند .
تعزیه و شبیه خوانی در میمه
زمان پیدایش شبیه خوانی در میمه روشن نیست . مرحوم صدر السلام شهیدی در حاشیه نسخه ای از کتاب اسرار الشهاده تاریخچه تعزیه در میمه را اینگونه نوشته است : ( نسخه های تعزیه در زمان صفویه توسط نوادگان شیخ زین العابدین جبل عاملی از اصفهان به میمه آورده شد و برای اولین بار توسط مرحوم میرزا عبد الوهاب بازنویسی گردید ) . نسخه های باز نویسی شده بعد از گذشت زمان فرسوده و تعدادی از آنها نابود گردید تا اینکه برای دومین بار توسط اینجانب ( میرزا حسن شهیدی ) بازنویسی گردید .
نسخه های تعزیه های میمه دارای اشعار گوناگونی از شعرای معاصر و حتی شعرای محلی است . برای مثال در آغاز شروع تعزیه در میمه اشعار مرحوم علی آقا مسافری خوانده می شود . کار های تحقیق در تعزیه با توجه به توانمیدیهای تعزیه از یکطرف و قابلیتهای نخبگان ما از طرف دیگر می توانست پر بارتر از این باشد . ولی نکته ابهامی وجود دارد که مشخص نمی کند چرا این بزرگان عنایت اندکی به این هنر ملی و مذهبی کرده اند . در حالی که تعزیه ذره ذره در حال حذف شدن و به طرف حاشیه رفتن است . هیچ کسی حساسیت نشان نداده و نمی دهد . اگر غیر از این باشد ما نمی توانیم در آینده به جوانان و نسل تشنه دانستن درباره فرهنگ خودی چیزی عرضه کنیم و حساسیت جوانان را نسبت به این هنر مقدس بر انگیزیم .
اما اینکه اکنون چه بکنیم به نظر اینجانب باید برگردیم و قراردادها ، قوانین نوشتاری ، ارزشهای زیبا شناختی ، مضامین و اشعار مذهبی و ... تعزیه را بازشناسی کرده و به آنها سر و شکلی مدون بدهیم و تحریفات وارده شده در آن را حذف و تجملات و ساز و برگهای جدید که دستاورد مد و تمدن است را تا حد امکان از آن حذف و نسخه های تعزیه مطابق با واقعیات ماجرای صحرای کربلاء بازنویسی شود و از هر گونه تحمیل سلیقه های فردی و گروهی دور نگاه داشته شود . جا دارد دفتر ارشاد اسلامی با همکاری دست اندرکاران تعزیه نسخه های موجود را به اداره کل ارشاد اسلامی استان اصفهان تحویل و نسخه های جدید که توسط این اداره کل تهیه گردیده و
74 پویا و هدایت گر خواهد شد.
––––
تعزیه هائی که قبلاً در منطقه میمه خوانده می شد عبارت بود از :
1 –
2 –
3 –
4 –
5 –
6 –
7-تعزیه شهادت حضرت اباالفضل ( حضرت عباس علیه السلام برادر و علمدار امام حسین علیه السلام )8 –
9– یزید در دمشق
10- تعزیه شهادت امام حسین علیه السلام شاه شهیدان و فرزند خردسالش حضرت علی اصغر
11 –
12 –
13 –
14 –
15 –
16 –
17 –
18 –
19 –
تعزیه هائی که امروزه در شهر میمه خوانده می شود عبارت است از :
1 –
2 –
3 –
4 –
5 –
6 –
7 –
8 –
9 –
10 –
11 –
–––––––––
لازم به ذکر است که تعزیه خوانی و امور تدارکات آن در شهر میمه ارثی بوده و هر طایفه ای اجراء یکی از نقشهای تعزیه یا امور تدارکات را ارث خود می دانند و بصورت ارثی نسخه های تعزیه رد و بدل می شود . در سالهای اخیر بخاطر نبودن تعزیه خوانهای جوان بناچار بعضی از نسخه ها به افراد غیر وارث که دارای آواز خوشایند باشند داده می شود .