
152- اُوکه بِمَه ، تیممَ باطلهَ : آب که آمد تیمم باطل است .( اصل که پیدا شد فرع باید برود .)
153- اُوگِل اَکِره تا ماهی بِگیره : آب را گِل می کنه که ماهی بگیرد .( فتتنه برپا می کند که چیزی نصیبش شود )
154- اُو که سردَ بودشت چه یک متر چه صدمتر : آ که از سرگذشت چه یک متر چه صد متر فرقی نمی کند ( هنگام بلا و حادثه چه کم چه زیاد تفاوتی نمی کند )
155- اُو نَهه ، وگرنه شنوگر قابلی یه : آب نیست ، وگرنه شناگر قابلی است ( اگر فرصت پیدا کند بهر عملی دست می زند )
156- اُو که سر بالا بشه ، وزغ ابوعطا اَخونه : آب که سربالا برود ، قورباغه ابوعطا می خواند ( نااهل اگر ثروتمند شود ، یا به مقامی برسد ، از حدود خود خارج می شود .)
157- آخر پیری معرکه گیری : آخر پیری ، معرکه گیری ( یک عمر عزت ، در پیری دست به عمل زشتی زده )
158- آخر خانی ، چاه کنی : آخر شاه منشی و اربابی ، کاه کشی و کارگری ( بعد از یک عمر داشتن به فقر افتاده است )
159- گذر پوست دِ دباغی اَکه : آخر گذر پوست به دباغخانه می افتد ( بالاخره روزی به من احتیاج پیدا می کنی ، روزی به من می رسی )
160- آدم وَشهَ ، سنگ جی اَخِره : آدم گرسنه سنگ هم می خورد (آدم محتاج و نیازمند برای تأمین نیاز خود به هرکاری دست می زند .)
161- آدم گِدا ، اینهمه اَدا :آدم گدا ، اینهمه اَدا ( فقیران نباید ناز و ادا داشته باشند )
162- آدم روجَه شک دار نشگی گه : روزه شک دار نباید گرفت .( دانایان و عاقلان ، کاری را که احتمال زیان داشته باشد انجام نمی دهند )
163- آدم دِروُجَن ، کم حافظه یَه : آدم دروغگو ، کم حافظه است .
164- آدم همه کارَه ، هیچ کاریهَ: آدم همه کاره ، هیچ کاره است ( همه کاره عاقبت کاری ندارد )
165- آدم وقتی یا علیش بِوا ، تا آخر کار اُشِده : آدم وقتی با کسی یا علی گفت تا آخر کار باید بایستد ( خیانت در دوستی روا نیست )
166- آدم ناشی ، سُرناور پچی وادِش بی اَکِره : آدم ناشی سرنا را از سر گشادش می زند .( کسی که
کار بلد نیست ، خراب می کند )
167- چند سالَ داره و گلَ پنجَه مُون گلَ میخ خُوستَه : چند سالی است آرد رابیخته ، الکش را آویخته ایم ، چند سالی است داس و درو را رها کرده ایم ( کارهایش را کرده و اکنون آرام سرجایش نشسته است .)
168- آدم دُو جَنِه ، شُو مسجِدَ اَوسه : آدم دو زن دار ، شبها باید در مسجد بخوابد ( افراد دو زن دار همیشه سر گردانند . )
169- درود بردسه علی ، علی پارچه ، علی تالی ، سید علی ( درود برسه علی دو زنه )
170- آر به نوبت ، نوبت تو جی اَبُو : آسیا به نوبت ، نوبت تو هم می شود رعایت نوست در هرکاری لازم است )
171- آسوده کسی که خرندره ، از کاهُ ،یِش خِبر ندره : آسوده کسی است که خر ندارد ، از کاه وجوش خبر ندارد ( آنکه تعلقات دنیوی ندارد ، آسوده خاطر است )
172-آش نِخِردَ ، دَهن سُوته َ: آش نخورده ، ( دهان سوخته ( از این کار ودی نبردم و لیکن اسمم در دهان هاست )
173- آشپز گِه دوتا گِردا ، آش یا شوراَ بُو یا وی نِمک : آشپز که دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمک ( در کاری که دو نفر دخالت کنند ،آن کار ضایع خواهد شد )
174- مُون اُفتو توک بونون : من آفتاب لب بامم ( عمرش به سر رسیده )
175- اُفتو لگن هفتا ، شوم و نهار هیچی : آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی ( تشریفات مهمانی زیاد است و از غذا خبری نیست )
176- اُفتووه خرج لحیم نِکه : آفتابه خرج لحیم نکن ( پول تعمیر از اصل جنس بیشتر است )
177- بشواَ بروش راست کِره ، چماشش جی کور واکهَ: آمد برویش را درست کند چشمهایش را کور کرد( خواست بهتر کند بدتر شد )
178- بشو ثواب به کِره ، کباب گِردا : آمد ثواب کند کباب شد .( عمل خیر کرد گرفتار شد )
179- بشویون ثواب به کِرون ، سوال گِردادِ چمم کُویا : رفتم ثواب کنم ، گرفتار شدم .
180- اُن ممش ، لولو به بَه: آن ممه را لولو برد ( مطلبی که فکر می کنی ، یا خواهشی که داری تمام شد )
181- درسی که تو بِخوندَه ،مُون وَردَ بِلَدُن : درسی که تو خوانده ای ، من از برم ( آنچه تو می دانی من بیشتر از تو می دانم )
182- اِندِقَه که بِچِریی ، پس دُمبَت کُو : آنقدر چریدی ، پس کو دُنبه ات ( اینهمه که زحمت می کشی پس کو سرمایه ات )
183- اِندِقَه مارش بِخِردَ که اَفعی گِردِیه : آنقدر مار خورده که افعی شده است ( آدم باتجربه و پخته ای است )
184- آدم وی گُناه ، نه تَرسَه : آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ( کسی که می داند خیانت نکرده از حساب پس دادن واهمه ای ندارد )
185- اُنوقت که جیک جیک مَستونت بُو ، ویرز مستونت نَبُو : آنوقت که جیک جیک مستانت بود ، یاد زمستانت نبود ( آنروز را داشتی ، چرا فکر امروز نبودی )
186- آه نِدِره که با ناله سودا کِرِه : آه ندارد که با ناله سودا کند ( بسیار فقیر و مستمند است )
178- اَکَه اکبر هانِده ، خدای اکبر هاده : اگر اکبر ندهد ، خدای اکبر می دهد ( به کسی جز خدا امیدوار نباش )
188- ارث خرس دِ ، کفتار اَرسِه : ارث خرس ، به کفتار می رسد ( پدر که پست شد ، فرزند او پست تر می شود )
189- آدَم بُولدی دَ بترس ، آدم هو چی گر دَ نترس : از کسی نترس که های و هویدارد ، از آن کسی بترس که سر به تو دارد ( افراد جنجالی پاک طینت اند و برعکس اشخاص به ظاهرآرام ، خبیث اند )
190- اَگه یه مو خرس دَ واتری ، غنیمته : اگر از خرس یک مو بکنی ، غنیمت است .( اگر خسیسی یا بد حسابی چیزی کم دارد ، بگیرید )
191- به انداره ، حبه ات بهنگا : به انداره سهم ات ، حرف بزن ( حدود خود را بشناس زیاده روی نکن )
192- به اِندازه ، گلیمت ، پا دراز کِه : به اندازه گلیمت ، پایت را دراز کن ( حدود خود را بشناس ، زیاده روی نکن )
193- دِ لو شون اَوا شاهدِت کیه ، اَشوا دُمبم : به روباه گفتند ، شاهدت کیست ؟ گفت دمم ( به دروغگویانی می گویند که دروغگوی دیگری را به شهادت می طلبد )
194- از روی لا علاجی ، دِ خر اَ وجه خانم باجی : از روی ناچاری ، به الاغ می گوید خانم باجی . ( مجبور است که تملق ناکسان را بگوید )
195- رش ذوا تا ، دِ سبیل خوس : از ریش بکن به سبیل پیوند بزن ( جابجایی شیئی یا کاری که به صاحبش ضررنرساند )
196- خُود به دَر ، مِردِت به دَر: خودت و همراهت هر دو بیرون .(برای دفع بلا تمام عوامل را باید قطع کرد )
197- هر طرف دَ واد اَیه ، واد اَخوسهِ: از هر طرف که باد بیاد ، بادش می دهد ( حزب باد است ، برای رسیدن به هدف به هیچ مذهب و اخلاقی پای بند نیست )
198- گوسه لهَ ، گانه لشَده : گوساله ، تازه زائیده ( برافراد بی مزه و نگیر می گویند )
199- بشنوفت ، نشنوفن اَکِره ، خوشش دِکَری خوسته َ: از این گوش می گیرد ، از آن گوش بدر می کند ( گوش شنوا ندارد ، نصیحت پذیر نیست )
وقایع تاریخی میمه - واقعه کشف حجاب (1)
وقایع تاریخی میمه - واقعه کشف حجاب (2)
وقایع تاریخی میمه - واقعه کشف حجاب (3) وقایع تاریخی میمه - جنگ ورکان (1)
وقایع تاریخی میمه - جنگ ورکان (2) وقایع تاریخی میمه - فتنه افغان ها (1) وقایع تاریخی میمه - فتنه افغان ها (2)
شاعران منطقه میمه (1)
شاعران منطقه میمه (2) شاعران منطقه میمه (3) شاعران منطقه میمه (4) شاعران منطقه میمه (5)
ضرب المثل های میمه ای (1) ضرب المثل های میمه ای (2) ضرب المثل های میمه ای (3)
از دوستان عزیز خواهش می کنم اگر معلومات و اطلاعاتی در زمینه ضرب المثلهای منطقه میمه و گویش میمه ای دارند برای من ارسال کنند تا در تکمیل این مبحث که جناب آقای محمدتقی معینیان زحمت آن راکشیده اند، استفاده شود.
(اعداد اشکال دارد ومرتب نیست. سخت نگیرید!!)
56- آدم ترسو ، سایش دَ جی اَتِرسه – آدم ترسو از سایه اش هم می ترسه .
57- اگه واددنَیه، هرچونِ دِ مُون ده – اگر بادت نمی آید هر چونت را به من بده .
58- بُز گر سرچشمَه دَ اُو اَخِره – بز گر از سر چشمه آب می خورد .
59- دِ بُز شون اَوا بشه شو چر اَشوا دِ شاخِم اِنگس – به بز گفتند بر و شب چر ، گفت به شاخم نگاه کن .
60- پیغوم بُوسَه نَکِرده – پیغام بوسه نمی شه .
61- به نرخ دُوت ، اَخوسون پنبه – به نرخ دوغ ات می زنیم پنبه .
62- شیخ بلال جی معجزه اَش نِدا – شیخ بلال ( خادم مسجد ) هم معجزه ندارد .
63- پای اُوگوشت باباش دَ آهه – پای آبگوشت پدرش نشسته است .
64- به زوئی پالونش دِبون اَنیمه – به زودی پالانش را به بام می گذاریم .
65- خِرش دِ اِستِخون بستَه ، کووه دِ آخور – خر را به استخوان بسته ، سگ را به آخور
66- نه چائی نوباتم اَگی ، نه ممد حسن – نه چای نبات می خواهم ، نه محمد حسن .
67- لووه وُری دِ سنگوش نٍچور نیه – مثل روباه فقط تا حالابه سنگ آب نشاشیده است .
68- قربون خدا بشون ، با این آدم کَج و کوُلش – قربون خدا برم با این بنده کج و کوله اش .
69- بَر رز دَ گِه اَشی ، بیخش دییارهَ- در باغ که می روی پایانش پیداست .
70- کاه مال خود بنو ، کادون کِه مال خُود بُو– کاه مال خودت نبود ، کاهدون که مال خودت بود.
71- خِرش پُل دَ بُودَ شتَه – خرش از پل گذشته است .
72- مرگ خِبَه ، اما برای هو مسیه – مرگ خوب است ، اما برای همسایه .
73- دود همیشه کُوندَدَ پا اَبُو – دود همیشه از کنده بلند می شود .
74- کاچی وِز هچی یه – کاچی از هیچی بهتره است .
75- بامُون چه کارت بِکهِ ، که با اولادم بِکری – بامن چه کردی که با اولادم بکنی .
76- دِمایت اِنگس ، نه دِ هو مسایت – به دست مایه ات نگاه کن ، نه به همسایه ات .
77- مثل خر چِنگه اَدِه ، مثل لو لَقَه اَخوسه – مثل خر جنگ می زند مثل روباه لگد می زند .
78- آدم کووه برکیه بُو ، اما و چه ویشله نِبُو– آدم سگ در خونه باشه اما بچه کوچک خونه نباشد.
79- اندقهَ خوش اخلاقه ، که کووه پابسوته اَمونه – به حدی خوش اخلاق و مهربان است که مثل سگ پا سوخته است .
80- با دهن کووه دَ ، دریا نجس نُبو – با دهان سگ ، دریا نجس نمی شود .
81- هرکی اَوجه پنیر ، تو بشه بمیر – هر که می گوید پنیر تو برو بمیر .
82- کیه نشینی بی بی ، از وی چادُر ییَه – خانه ماندن خانم از بی چادری است .
83- آروس خانوم از وس خشگل بُو که اُولش جی برمییه – عروس خانم از بس زیبا بود که آبله اش هم درآمده است .
84- دیگ دِ دیگ اَوجه ------ دِ زندون اَوجه صل الا – دیگ به دیگ می گه روت سیاه ، سه پایه می گه صل اَلا .
85- مَلو دستش دِ گوشت نَرسه ، اَوجه بو اَکِره – گربه دستش به گوشت نمی رسه می گوید بو می دهد .
86- وقتی گوشت نِبوُ ، چُوندر سالارَه – وقتی گوشت نباشد چغندر سالار است .
87- بنده خدا آه ندِره که با ناله اش سودا کِرِه – بنده خدا آه ندارد که با ناله سودا کند .
88- مرگ اُشتری یَه ِ که بر هر کیه دَ اَوسه – مرگ شتری است که درب هر خانه ای می خوابد .
89- با طناف هر کی دَروچا نِبُو شو – با طناب هر کسی نمی شود داخل چاه رفت .
90- غلا از وقتی که وچه دار گِردا ، ابی یه اِشکم جی سِرِش نخوا – کلاغ از وقتی بچه دار شد دیگه یک شکم هم سیر نخورد.
91- تا شو نشی ، رو واردَ یا ئی نرسی – تا شب نروی ، روز به جائی نمی رسی .
92- خر کُره دار ، دِ دشت نبرندَه – خر کره دار را کسی به دشت نمی برد .
93- کوه برکیه صاحبش دَ مثل شیراَ- سگ در خانه صاحب اش مثل شیر است .
94- گاش بِزیه ، دُ بلقی – گاوش زائیده دو قلو .
95- گاش دِ بون کِردَه – گاو را به بام کرده است .
96- خر مَردم سواری نُدره – خر مردم سواری ندارد .
97- خردیزه بخاطر لجوازیش ، خوش دِ چاه اَخوسه – خردیزه بخاطر لجاجت خود را به چاه می اندازد .( خردریزه به مرگ خود و ضرر صاحبش راضی است ).
98- خَرِش مخوا کَردِه ، دُنبال نالش دَ اَگِرده – خر را گم کرده دنبال نعلش می گردد.
99- هر چی ته قزقون کِردهَ ، با کفگیر بالا اَیه – هرچه در دیگ باشد با کفگیر بالا می آید .
100- خر گهِ یش بدی ، اَبی کاه نخِرِه – خر که جو دید دیگر کاه نمی خورد .
101- مثل اُشتر هر چی گوُرد و ابو ، پچ تراَچورنه – مثل شتر هر چه پیرتر بشه ، پس تر می شاشه.
102- اُودُوخوار هر یا که بشه ، قسمت اش اُودُووه – دوغ خورده هر جا برود قسمت اش دوغه .
103- سوار خر مَردُم دَ یه طِرفهَ ها چین – سوار خر مردم یک طرفه بنشین
151- اُودستش دَنَچِکه : آب از دستش نمی چکد .( بسیار خسیس و بی خاصیت است .)
ضرب المثل های میمه ای قسمت اول
ادامه ضرب المثل های میمه ای
قسمت دوم
از دوستان عزیز خواهش می کنم اگر معلومات و اطلاعاتی در زمینه ضرب المثلهای منطقه میمه و گویش میمه ای دارند برای من ارسال کنند تا در تکمیل این مبحث که جناب آقای محمدتقی معینیان زحمت آن راکشیده اند، استفاده شود.
56- –57- –
58- –
59- –
60- –
61- –
62- –
63- –
64- –
65- –
66- ، بشو یمَه جِر سُول- از بارون گریختیم رفتیم زیر ناودون
67- –
68- –
69- –
70- –
71- –
72- –
73- –
74- –
75- –
76- –
77- –
78- –
79- –
80- –
81- –
82- –
83-
84- –
85- –
86- –
87- –
88- –
89-
90- –
91- –
92- می ره سر کوه بلند سرش می کنه .
93- –
94-
95- –
96- –
97- –
98- –
99- –
100- –ضرب المثل های میمه ای قسمت اول
دکتر عباسعلی اسکندریان متخلص به نامی
http://www.shahremaymeh.blogfa.com/
میمه ای شهر قشنگ ارزو ای که داری از جوونی رنگ و بو
ای عاروس تخد سور پر طلا دور بو از اهل تو درد و بلا
ای زومادد کهرو و کوه قل کریز ای فدای تو گرده جون عزیز
دوسدد دارم که مهرد در دله مهر تو بسرشته با اوو و گله
قدر تو اونی زونه که مثل من دوربو چند سالی ا ز تو مثل من
حیف تو که اینجوری ویرون ببی کیه ی کرد و لر و افغون ببی
دشت و رزد همه ویرون و خراب دل ادم خون اگرده و کباب
همین وی سی سال پیش اباد بیی الان چرا اینجور ویرون ببیی
چرا نسل جوون قهرشون کرده بشنده همه و طهرشون کرده
انشا ا. جوونا همت اکرنده میمه آباد و پر نعمت اکرنده
همه وا اگردنده به شهر خوشون آقای خوشون بنذه و نوکر خوشون
برای میمه
ای میمه, ای شهر قشنگ خوار و مرده ای کولت از وی مهری هاما همرده
این مردمون قدر توشون هرگز نزونا اونا که اینشون نزونا پس که زونا؟
مثل جوون و جاهلی که از نفهمی وی احترامی بکره با اهل فهمی
ای میمه ایها, میمه چون مانه امونه جزناخلف که ارزش مانه نزونه؟
چند ساله که میمه داره خراب اگرده از غصه دل آدمی کباب اگرده
راستی کشو سرمزدوا و اوو صا فش؟ درخت سنجدهای بلند و سایه سارش؟
صدای میش و وره های تشنه اوو اوشتنده تا برسنده تا لو اوو
جن ورگله ها با کلی ناز و افاده اتمنده تا ور گله پای پیاده
چاشت که ابو تا پیشیم غوغایی به پا بو انگار که کیه همه سرمزدوا بو
کوچه رز و دشت و بره پر از صدا بو سر پیلار تا سر مزدوا پر از صفا بو
همه که واگردانده با ظرفهای پر شیر تاجه پستای چپونا و نون و سر شیر
خدا زونه چه لذتیش دا در لو اوو نون میمه و ماست میش و بعدش یک خوو
عطر چایی آتشی و سایه وید انگار بهشت بو که اینجور اتمه به دید
اکه دلت اشکا اشویی تا چا ملی اوو زلال و سایه دنج, کیف خیلی
یرزه اوسرتر چاه خالقی کارش اکه مزرعش و بعضی رزا آبادش اکه
بالای حوض چاه ملی ده که انگشتی هر طرفده به یک اووگایی انگشتی
دست راستد, سرمزدوای با صفا بو دست چپد چاه وییو و میر اووها بو
روبروده چاه قل کریز و سنجیه بو پی سرده چاه خالقی و حاج ناصر بو
کوچه رزا و دشت و بر چه با صفا بو هر یا ده انگشتی پر از لطف خدا بو
سر بره تا گوچه رشید تا بر رز گرده ......
قطعاتی دیگر
سلام بر اهل میمه از راه دور از گل ونده بگیر تا به چاه سور
به میمه و به وجون و به اذون به گوشگون و تجاره و به چیکون
به لیشو و به لای وید وبه ویو حسن ربا و وندیه و کومو
اما هچکوم مثل میمه نگرده چارشو هچوقت مثل خیمه نگرده
نه اینی که وطنم بووجون همه قبول دارنده گه اووجون
#####
هلا آنان که اهل میمه هستید به هر جایی در این عالم که هستید
خبر دارید میمه گشته ویران شده در کار میمه عقل حیران
نه دیگر شهر را آباد بینی نه دشت و باغ را آزاد بینی
شده شهر قشنگ ما چو یک ده پر از افغانی و دزد و گرسنه
صفا از شهر و باغ و دشت رفته بماندند مردم ما زار و خسته
نه می پرسد کسی از حال میمه نه جایی هست قیل و قال میمه
نه میمه زادگاه و خانه ماست نه اینجا مامن و کاشانه ماست
بیایید جملگی دستی برآریم به میمه آب و آبادی بیاریم
ز رویش گرد محرومی زداییم به دشتش بذر خوشبختی بکاریم
دو باره "مزدوا" گیرد صفایی دو باره شهر ما گیرد جلایی
نباید کرد ترک شهر میمه بباید ساخت از نو شهر میمه
بحمد اله که فرزتدان میمه نمامی افتخار شهر میمه
همه با غیرت و آزاده مردند همه اهل دلند و اهل دردند
دو باره میمه را اباد سازیم وطن از بند غم ازاد سازیم
به امید خدا و همت ما شود امید و شادی قسمت ما
طنز ای امان از سهمیه
باز بنزین گشته کارتی از طریق سهمیه - ای امان از سهمیه
باک ماشینها شده همچون کویر از سهمیه - ای امان از سهمیه
هم شده قیمت گران هم بسته صفهای دراز
هست میلیونها تقاضا از برای سهمیه - ای امان از سهمیه
روزها را می شمردیم تا رسد فصل سفر
کرد موقوف هر سفر را این نظام سهمیه- ای امان از سهمیه
بسته شاید گشته راه دزدی و قاچاق سوخت
لیک گشته باز راه عرضه بی سهمیه- ای امان از سهمیه
جملگی باشیم حافظ , کارت سوخت خویش را
گم نگردد یا عوض با کارت بی سهمیه- ای امان از سهمیه
وقتی هم باید گذاری تا مدیریت کنی
نحوه تنظیم بنزین با لحاظ سهمیه - ای امان از سهمیه
سفره بگشایید محرومان که آید بر سرش
عایدات نفت و بنزین در قبال سهمیه - ای امان از سهمیه
نامی هم خوابانده پی کی را از فقدان سوخت
تا کند تدبیر کمبود نظام سهمیه - ای امان از سهمیه
طبیب بوسه ها
چرا چرا عزیز من, مرا صدا نمی کنی نگاه من به چشم تو, ز من حیا نمی کنی
منم چو سایه همرهت ولی همیشه در پی ات برای من تو یک نظر سوی قفا نمی کنی
چه فکر می کنی کنون, تو استباه می کنی تویی امید و عشق من, تو اعتنا نمی کنی
شروع کن عزیز دل بده علامتی صریح تمام چشم و گوشم و تو یک ندا نمی کنی
تو بودنت جدید نیست درون خانه دلم منم همیشه میزبان, تو یک عطا نمی کنی
چه دیده ای ز زجر من که گشته عین عادتت نثار عشق بیکران بجز جفا نمی کنی
چه کرده ام به تو مگر بجز محبت و وفا نگاه نصف و نیمه ای بحال ما نمی کنی
خسته و دلداده منم آنکه نیافت چاره ای تو هم عناینی بما بهر خدا نمی کنی
اهل کدام مشرب و مسلک و دین و فرقه ای هزار قول میدهی یکی وفا نمی کنی
سر به فلک چو می کشد عشوه و ناز و غمزه ات برای ما ولی بغیر چون و چرا نمی کنی
نما بما عنایتی که کار دل چو مرغکی است اگر پرید از کفت بجز خطا نمی کنی
حساب کن که من شدم ملول در فراق تو تو دامن از سزای ظلم خود رها نمی کنی
به چشم من درآ و در کنار چشمه ای نشین به هیچ جا ی یافته چنین سرا نمی کنی
تویی طبیب بوسه ها منم مریض و ناتوان جمله حاجات مرا تو ناروا نمی کنی
از سر درد عشق تو نامی بی نام شدم درد مرا به بوسه ای چرا دوا نمی کنی؟
دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی)
دل آیینه هم لک زد ز شوق دیدن رویت
جهانی پای در زنجیر و بند حلقه مویت
چه حکمت بوده در روز ازل در کار تو زیبا
به مشتاقان نمی بخشی برات دیدت رویت
خوشا آنانکه می یابند روزی این سعادت را
که گردند از مریدان و مقیمان سر کویت
من بیمار را در یاب هلا ای یوسف زهرا(س)
که می یابد شفا درد من از چشمان جادویت
نه طاقت آورم دوری نه راه چاره ای دانم
مگر خود لطف بنمایی به عشاق بلا جویت
برایم پیرهن بفرست که گشته دیده گانم کور
که چون یعقوب می جویم شفا از نکهت و بویت
مرا در یاب و ره ده در صف دلدادگان خود
که نامی هم شود در زمره یاران نیکویت
.........................................................................................
شاعران منطقه میمه - قسمت چهارم
مبحث بعدی .... ضرب المثل های میمه ای
ادامه مبحث...........
دراین صفحات مطالب جدیدی درباره شاعران و ضرب ا لمثل های میمه ای که نتیجه تلاش و تحقیق دوست اندیشمند جناب حاج آقا محمدتقی معینیان است ، برای شما منتشر می شود. این تحقیقات ارزشمند مرجعی مفید و مستند ازتاریخ میمه است که قطعا برای شما جالب و خواندنی می باشد.
آقای عبدالرضا شیبانی
آقای شیبانی متخلص به بهشتی در سال 1339 در شهر میمه بدنیا آمد جد پدری وی مرحوم ابونصر فتح اله خان شیبانی از شاعران بنام زمان خویش بوده است . گوشه هایی از زندگی غم انگیز و حیات عصیانگر و اشعار اعتراض آمیز ، علیه وضعیت موجود ایران زمین در حکومت قاجار ،در کتاب از صبا تا نیما تألیف یحیی آرین پور از وی بچاپ رسیده است .
آقای شیبانی از شعرای جوان این منطقه است که دارای طبعی و قاد و در بکار بردن نکات و مطالب تاریخی خود به زبان میمه ای در این زمان در این منطقه کم نظیر است .
اشعار وی بیشتر در مدح و ثنای مسئولین کشور و در سوگ اشخاص محلی سروده شده است اگر مداحی در اشعارش دیده می شود زائیده محیط و بازار ادبی روز است که چنین متاعی را طالب و خریدار فراوان است .
« شعری در رسای مسجد علی (ع) میمه »
مچد علی بیم را بهنگا بوا از خبی و خاطره اون رووا
اون رووای خب که هم مهربون حرفی نبو از من و تو در میون
یکدل و یک دین بیم مردو جن حتی نبوا ودی ب تقریبن
خیلی دلم اشکی یه باربی یه بار باز جی بیه دوره اون روجگار
مچد علی اون آدمای درست تیر اجل عمرای او ناش بخست
آق نعمت اله و آقا علی رضا سید ای پاک و خب و وی ریا
زاهدی و روضه های برمه دار مل عباسعلی با همه اخلاص کار
جمع خبی بو همگی با خدا روضه خونیشون اکه بعد از نما
مچد علی خب زونی محمود نمه اون جون آبرودار و بود نمه
اون بشه جنگش بکه با مشرکین اون بش یاری کره بر مسلمین
غرق بخون گردابشون تا مزار میمه به اسمش اکره افتخار
من توُمحمود همیشه دوست دارن من شما دو تا یکی دون پندارون
مچد علی رقیه جن حیدر کُشُ مس خاتونه خان را دلبر کُشُ
عام نازه کُو پیر جن دل جوون پیر جن جنده دل نکته دون
خان کیه تا وچها بر کره یا وچهار پی سر ممبر کره
گرمی مچد به همون خانه بُو او که نبو مچد مون وانبو
مچد علی اونها بشند همه بعد از او ناپستای درد و غمه
غم دارن از اینکه وفا ها بشو مهربونی ها و صفا ها بشو
هشگی ابی مثل او ناگیر نیه وقت نما جزء دوسه تا پیر نیه
بعد از اونا غمگین این مچدَ هشگی نیه بیش دَواپرسه چدَ
و یرداَیه روضه ها بُو برقرار شوم تا سحر مرد و جن روجه دار
ویردای وقت دعا خوندنش می لس الغو ثاشون و جوشنش
پیرجناپول شون هادا باصدق وجون اشو آقا روضه پیشتن بخون
وسگی دلا صاف بُو و قلبها درست خاب ،خداجی هچ وقت اناش وانکست
مچد علی این روا دلها بمرد می لسا خلوت ببو و سرد سرد
گرمی اون سالا اَبی یخ بگَ جند گیمون حالت برزخ بگَ
هشگی ابی فکر خداد نهه پندری دنیا سر پا دَنهَه
جندگیا دور وابو از اسم دین صحبت دین جندگیا دنوین
مچد علی باز او جن کاش یه باربی جلوشون اکه دوره اون روجگار
آخر این شعر دلم پرغم برمم ایه شهر مراماتم
ماتم دوری زهمه خاطرات ماتم این جندگی وی ثبات
توزونی این خاطره ها بیش و کم پر زغمه ، پرغمه ، پرزغم
مچد علی دست خدا یار تو قلب مون خسته گرفتار تو
شافعمون گرد به یوم الحساب از بر رحمت نکری مون جواب
نورتودَ محل مون روشنَ خیر نوینه اوتگ با تو دشمن
مچد علی میمه را سنگر توئی مچد جامع بال و پرتوئی
شاعران منطقه میمه - قسمت چهارم