مسجد جامع شهر میمه
مطلبی را از سایت صبح میمه درباره بنای تاریخی مسجدجامع میمه خواندم که حزن انگیز بود. خبر حول این محور بود که گنبد مسجد درحال ترک خوردن است . اینکه چرا یادگار دوران آل بویه (اگر اشتباه نکرده باشم 413 هجری قمری) اینگونه درحال تخریب است بحثی جداست. اینکه به گذشته برگردیم و داستان سیکل باطل " سهل انگاری کی بود؟ " و "چراشد؟ " را دنبال کنیم اصلا نتیجه ای ندارد.
آنچه مهم است و مورد تاکید من و شهروندان دیگر نیز هست، رسیدگی و تعمیر فوری گنبد مسجد جامع است . این مسجد از حلقههای ارتباطی مهم بین معماری قبل از اسلام و بعد از اسلام است و در اطراف آن گورستان و بناهای قدیمی دیگر وجودداشته است وبه عبارتی یک دانشکده معماری و باستانشناسی به حساب می آید.
آقای معینیان در کتاب " میمه شهری در حاشیه کویر " درباره این مسجد می نویسد: ابن بطوطه جهانگرد عرب در سال 727 از مسجد جامع شهر میمه دیدن کرده است. این جهانگرد معروف قرن هشتم هجری ضمن مسافرتهای تاریخی خود به ایران نیز آمده و در سال 727 هجری قمری از اصفهان و توابع آن دیدن نموده، وی بازدید خود از مسجد جامع میمه را اینگونه توصیف میکند :
در سال 789 هجری در ابتدای یورش سه ساله امیر تیمور به موجب وصیت شاه شجاع در سپردن اولاد خود به او، مراسلهای به سلطان زین العابدین پسر شاه شجاع در اصفهان نوشت و او را به خدمت خواست.. سلطان زین العابدین به این دعوت اعتنایی نکرد و به فرستاده تیمور هم اجازه بازگشت نداد. امیر تیمور از این حرکت در غضب رفت و به قصد تنبیه سلطان زین العابدین از راه همدان،گلپایگان و میمه خود را به اصفهان رسانید تا او را تنبیه کند. امیر تیمور در خاطرات خود مینویسد مردم منطقه میمه از ورود من و لشگریانم به منطقه، به استقبال من آمدند و در منطقهای بنام قرقچی گوسفندان و گاوهای زیادی قربانی و پیش کش نمودند. اهالی این روستا تا مسجد جامع قشون را همراهی کردند. قشون نماز را در مسجد جامع میمه که دارای بنای زیبا ودیدنی با درختانی سرسبز و نهر آبی روان بود، ادا کردند.
از همین کتاب نقل قول میگردد که در زمان متواری شدن اشرف افغان بخاطر حمله نادر افشار وشکست وی از نادر در منطقه مورچه خورت گروهی از سربازان اشرف در مسیر فرار خود وارد قریه میمه شده و تمام اماکن و قنوات را تخریب و اموال اهالی را غارت میکنند این غارتگران حتی افرادی را که در مسجد معتکف شده بودند رحم نکردند و مسجد را بر سر آنها خراب کردند. در کند و کاوی که در سال 1354 در مسجد قدیمی ( ضلع غربی گنبد ) انجام شد استخوانهای فراوانی که بصورت دسته جمعی در زیر خاک دفن شده بودند پیدا شد که گویای این حقیقت بود که احتمالاً بر اثر حمله دشمنان در روزگاران گذشته مسجد بر سر اهالی خراب شده است.
خوب اکنون مسجدی با این سابقه تاریخی را باید به حال خود رها کرد؟؟
چند وقت پیش به همراه دوست عزیزم محسن فخریان باکمک آقای حسین خادم فرزند شیخ بلال محروم توانستیم از درب چوبی معروف و قدیمی مسجد میمه که دریک انباری متروک با وضعیتی بسیار اسفناک نگهداری می شد عکس بگیریم و ازنزدیک آن را ببینیم .
به متولیان امر پیشنهاد می کنم ( البته جناب آقای شیبانی همیشه نشان داده است دراین زمینه ها پایه است !!) این درب را حتما از وضعیت فعلی از انبار خارج کنند چرا که هدف سرقت ، شکستگی و یا تخریب قرار خواهد گرفت .
من حیث المجموع من به سهم خود از دلسوزانی که در میمه این اخبار را پوشش می دهند و کتمان خبری روی نمی دهد، ممنونم .به ویژه از دست اندرکاران سایت صبح میمه.
عقاید دینی و مذهبی اهالی در مورد مسجد جامع
همانطوریکه در شرح حال سید صالحه خاتون ( ع ) آورده شد. سه تن از شاهزادگان همراه سید صالحه خاتون ( ع ) پس از فوت وی مخفیانه به قریه میمه میآیند. بعضی از ریش سفیدان و بزرگان شهرمیمه عقیده دارند که این سه بزرگوار از طایفه بنیهاشم بوده که بعد از فوت سید صالحه خاتون ( ع ) از روستای اذان به میمه آمده و مدتی بصورت ناشناس در این منطقه زندگی تا اینکه توسط منافقین شناسایی و به سربازان مامون که در پی دستگیر یاران
امام رضا ( ع ) بودند اطلاع داده میشود این بزرگواران پس از شناسایی توسط مامورین، بناچار به مسجد جامع رفته و در این محل معتکف میشوند.
بعضی از پیران و سالخوردگان نیز عقیده دارند که، زمانی که امام رضا ( ع ) امام هشتم شیعیان جهان به ولایتعهدی مامون برگزیده شدند تعدادی از خاندان بنیهاشم و امامزادگان از جمله شاهزاده جهانرخ و تعدادی از کودکان و زنان از مدینه به طوس شتافتند تا به خدمت علی ابن موسی الرضا ( ع ) رسیده و تبریک و تهنیت عرض کنند.
در مسیر حرکت این کاروان تعداد زیادی از دوستداران اهلبیت نیز به خیل آنها پیوستند به نحوی که بصورت لشگری 12هزار نفری در آمدند. موقعیکه کاروان به شیراز رسیدند بین آنها و سربازان مامون جنگی درگرفت که به پیروزی یاران امام انجامید. لذا طرفداران مامون با خدعه و نیرنگ اعلام نمودند که حضرت رضا ( ع ) فوت نموده است.
بنی هاشمیان و همراهان با شنیدن این خبر متفرق شدند تعدادی از آنها به منطقه قم و روستاهای تابعه آن ( نراق، ورکان و جوشقان ) آمدند. ماموران مامون در تعقیب آنها به منطقه آمدند و به آنها یورش بردند. این بزرگواران بناچار آواره بیابانها و دهات شدند، تعدادی از زنان و کودکان این کاروان به سمت کاشان وروستاهای مجاور آن از جمله ( سه تن به منطقه میمه ) آمدند.
با وارد شدن این عزیزان به قریه میمه، مردم این بزرگواران را عزیز داشتند و از آنها پذیرایی کردند، تا اینکه سربازان مامون در تعقیب آنها به قریه میمه میرسند. با وارد شدن سربازان مامون به قریه میمه سه بزرگوار به مسجد جامع که مکان مقدسی بود پناه برده و در آن معتکف میشوند.
مسجد توسط معاندین محاصره و سربازان خدانشناس مامون حریم مقدس مسجد را شکسته و برای دستگیری این عزیزان وارد مسجد میشوند. به امر خداوند هر سه تن از دید معاندین غایب میگردند.
مرحوم صدرالسلام شهیدی در حاشیه کتاب اسرار الشهاده نوشته است. زمانی که سربازان مامون برای دستگیری این عزیزان وارد مسجد میشوند یکی از این بزرگواران که از دو تن دیگر بزرگتر بود بنام محمد در نزدیکی محراب مشغول عبادت بود و دو تن دیگر بنامهای ابراهیم و زبید خاتون در صحن مسجد 46 قدم به درب قلعه قدیمی، 3 قدم به مظهر قنات رویه و 12 قدم به محراب مانده مشغول عبادت بودند که به امر خداوند از دید دشمنان مخفی و غایب میگردند.
بعدها برای یادبود این بزرگواران در محل اختفاء آنها درخت زبان گنجشکی بعنوان سمبلی که در پناهگاه آن دو تن از بزرگواران بنیهاشم غایب شدهاند فرو نشانده شد تا معصومیت آنها را به نسلهای آینده کشانده و از این طریق محل دفن یا اختفاء آنها کم نشود و از روی سال درخت بتوان پی به زمان تقریب و غایب شدن این عزیزان برد. عدهای از اهالی بر این باورند که این مکان محل اختفاء این سه بزرگوار بنیهاشم است به همین دلیل این مکان را امامزاده میدانند.
شاید به همین دلیل بعضی از اهالی عقیده دارند که این مسجد یکی از هزار عبادتگاهی است که بدستور حضرت ابراهیم ( ع ) ساخته شده است. شاید هم به این علت باشد که اکثر اهالی هنگام سوگند خوردن با اشاره به مسجد میگویند به این حضرت ابراهیم سوگند.
در پایان جا دارد از مرحومان صدرالاسلام شهیدی - حاج ناصر گرانمایه - حاج عیسی گرانمایه - حمزه محمد صادق زارع - حاج محمد صادق معینیان - استاد حاج عباسعلی اسگری- استاد حاج نجف قلی اشتری - استاد حسن توکل - استادکاشی پز و افرادی که به نوعی در عمرانی مسجد جامع میمه نقش به سزایی داشتندبه نیکی یاد کنم و ازدرگاه ایزد باری تعالی برای انها طلب مغفرت و بخشش می کنم . ونیز از بزرگان و اهالی میمه که اکنون برای این شهر مثمرثمر هستند و سایر افرادی که در عمرانی، حفظ و تعمیر ات مسجد تلاش داشتند و دارند، متشکرم .
علی وطن خواه