»» وقایع تاربخی میمه - واقعه کشف حجاب - قسمت اول
دراینجا مطالب جدیدی درخصوص وقایع تاریخی میمه - شاعران و ضرب ا لمثل های میمه ای که جملگی نتیجه تلاش و تحقیق دوست اندیشمند جناب حاج آقا محمدتقی معینیان است ، برای شما منتشر می شود. این تحقیقات ارزشمند مرجعی مفید و مستند ازتاریخ میمه است که قطعا برای شما جالب و خواندنی می باشد.
واقعه کشف حجاب
روز هفدهم دی ماه سال 1314 به دستور رضا شاه مقرر گردید که در سراسر کشور زنان و مردان با لباسهای پهلوی و بدون چادر و چارقد در مراسم عمومی این روز شرکت کنند .
در میمه نیز به زور و تهدید ژاندارمهای دولتی زنان بدون روسری با دامنهای فرنگی و مردها با لباسهای پهلوی و کلاه پهلوی در منطقه ای به نام ( میان ده ) باغ ملی فعلی تجمع نمودند . نقل قول می کنند که زنان با کنجکاوی زیاد به سر و لباس یکدیگر خیره شده بودند . بعضی ها پوزخند می زدند ، بعضی ها از خجالت مانند لبو قرمز و سر بزیر بودند ، بعضی ها می گفتند خدا عاقبت این کار را به خیر کند و بعضی از خوانین هم این اقدام را یک خدمت بزرگ تلقی می کردند .
به هر حال روز عجیبی بود . سر و لباس خانمهای دهاتی بخصوص سالخوردگان کچل در آنروز دیدنی بود و اگر خانم های امروزی می آمدند و می دیدند که مادربزرگانشان در روز 17 دی ماه سال 1314 چطور خود را آراسته بودند از خنده غش می کردند . پیراهنها همه بلند و تا قوزک پا می رسید و آرایش ها اکثراً ناشیانه بود و کلاه های خانمها که جانشین چادر و لچک شده بود، خلاصه تماشایی بود .
در این روز برای اولین بار بود که زنان در کنار شوهران خود دوش به دوش با حلقه کردن دستها در دست همدیگر در یک مراسم رسمی و اجتماعی شرکت می کردند . زنان با حالتی ناراحت ، خجالتی و نگران در کنار دست شوهران خود ایستاده و برای اولین بار صورت و موی سر خود را در معرض نگاه مردانی دیگر قرار داده بودند . ..
ادامه دارد ....
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( شنبه 86/7/14 :: ساعت 9:19 صبح )
»» وقا یع تاربخی میمه - جنگ ورکان - قسمت دوم
از امروز مطالب جدیدی را درخصوص وقایع تاریخی میمه - شاعران و ضرب ا لمثل های میمه ای که جملگی نتیجه تلاش و تحقیق دوست اندیشمند جناب حاج آقا محمدتقی معینیان است ، برای شما منتشر می کنم. فی الواقع این تحقیقات ارزشمند مرجعی مفید و مستند ازتاریخ میمه است که قطعا برای شما جالب و خواندنی می باشد.
1- جنگ ورکان
قسمت دوم و پایانی :
وقتی نیروهای رضاخان به ورکان می رسند قلعه توسط نیروهای ماشاالله خان تصرف شده است لذا جهت باز پس گیری قلعه جنگی سخت بین نیروهای ماشاالله خان و نیروهای رضاخان درگیر می شود در این جنگ قلعه میرزا ابوالحسن خان دوباره به تصرف نیروهای رضاخان درمی آید و 2 نفر از نیروهای ماشاالله خان کشته و تعداد 15 نفراسیر می گردند . سرافراد کشته شده توسط سید محمود نجف آبادی که فردی سنگدل و خون آشام بود بریده و بر سر نیزه به همراه اسراء به میمه آورده می شود . این سرها به مدت سه روز بدستور رضاخان در محل فعلی باغ ملی بعنوان سندی بر پیروزی (نیروهای رضاخان و چریکهای محلی) بر نیروهای نایب حسین کاشی بردار آویخته می شود . اسرا نیز چند روزی در روستاهای منطقه گردانده و سپس در میمه زندانی می شوند .
پس از اینکه وثوق الدوله بعنوان نخست وزیر انتخاب شد و نایب حسین و سردار کاشی و یارانش را دستگیر و اعدام کرد . به دستور وثوق الدوله بر اثر شکایت اهالی شهر میمه سردار جنگ بختیاری حاکم اصفهان با بسیج نیرو های دولتی به تعقیب یاغیان و اشرار می پردازد.
برای رسیدگی به شکایت اهالی میمه علیه رضاخان ، او را که در شهر تیران بود از منطقه تیران به حکومتی در اصفهان احضار می کند رضا خان از رفتن به خدمت سردار جنگ خودداری و نامه ای توهین آمیز برای سردار جنگ می فرستد . سردار جنگ برای دستگیری رضاخان و جعفرقلی خان چرمهینی با قشون خود به منطقه تیران و کروند می رود ، رضاخان از ماجرا باخبر می شود . سواران ماشاالله خان کاشی را که به اسارت گرفته بود به کمک جعفر قلی خان از میمه به قلعه زیاد آباد منتقل و شبانه به قلعه سفید تیران منتقل و در این قلعه زندانی می کند و خود به ارتفاعات منطقه تیران می رود .
سرانجام نیروهای سردار جنگ آنان را تعقیب و در نزدیکی قهدریجان بین دو طرف جنگی درگیر می شود . اسرا آزاد و سی تن از یاران رضاخان کشته و تعداد 15 نفر از جمله جعفرقلی خان و پسر خواهرش علینقی چی دستگیر می شوند رضاخان نیز از داخل کاریزی به نجف آباد می گریزد و در نجف آباد دستگیر می شود .
رضاخان و جعفرقلی خان به اصفهان منتقل و در اصفهان زندانی می شوند جعفرقلی براثر جراحات درگیری ، در داخل زندان می میرد و رضاخان نیز در میدان امام اصفهان به دار مجازات آویخته می شود .
تصاویرمربوطه
+ وقا یع تاربخی میمه - جنگ ورکان -قسمت اول
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( پنج شنبه 86/7/12 :: ساعت 10:30 صبح )
»» وقا یع تاربخی میمه - جنگ ورکان -قسمت اول
از امروز مطالب جدیدی را درخصوص وقایع تاریخی میمه - شاعران و ضرب ا لمثل های میمه ای که جملگی نتیجه تلاش و تحقیق دوست اندیشمند جناب حاج آقا محمدتقی معینیان است ، برای شما منتشر می کنم. فی الواقع این تحقیقات ارزشمند مرجعی مفید و مستند ازتاریخ میمه است که قطعا برای شما جالب و خواندنی می باشد.
آشنایی با موضوع ، توانایی و پشتکار، موجب موفقیت در نویسندگی می شوند و این همان خصوصیاتی است که در شخصیت فرهنگی و علمی آقای محمدتقی معینیان ، می تواند دید.
نگاه آقای معینیان
نگاه خاصی است. میمه پژوهی ، محیط زیست و مذهب درهم آمیخته است . البته جامعه شناسی ، تایخ نگاری و قوم نگاری رانیز باید به این موئلفه ها افزود. به این دلیل است که او نویسندهی خوب خواندهای است. نویسنده ای متفکر و این بخاطر همان خوب خواندن است. از دیگر خصیصههای آقای معینیان اینست که او در عین حال روی چند اثر کار میکند و این خیلی مهم است.

آثاری که تاکنون از آقای معینیان منتشر شده است :
میمه شهری ناشناخته درحاشیه کویر، در دو جلد، چاپ جهاددانشگاهی اصفهان (به زودی در کتابفروشی ها عرضه می شود)
پناهگاه حیات وحش موته
ابیانه ،نگین قرمز رنگ استان اصفهان
جانوان تالاب هورالعظیم در سه جلد
بررسی زمین های ناحیه هورالعظیم
پرورش ماهی (ماهیان گرمابی وسردآبی) چاپ 85 انتشارات گوتنبرگ
جغرافیای طبیعی زاینده رود
تالاب گاوخونی
بزرگترین تالاب هورالعظیم
حشره شناسی
جغدهای ایران و جهان
پستانداران آبزی
لاک پشت های ایران و جهان
و چند اثر دیگر که هم اکنون محقق گرامی درحال تالیف آنهاست.
کتاب میمه شهری ناشناخته در حاشیه کویر به طور گسترده به بررسی تاریخ و سنن مردم منطقه میمه به ویژه شهر میمه می پردازدو تنها مرجع علمی و فرهنگی منطقه میمه به شمار می رود.توصیه اینجاب به دوستداران فرهنگ و تاریخ میمه اینست که حتما این کتاب را برای کتابخانه منزل و محل کار خود تهیه کنند چراکه سندیت تاریخ موطن شما نوشتار متقن این نویسنده گرامی است.
و اما وقایع و حوادث تاریخی میمه
1- جنگ ورکان
قسمت اول:
دراواخر حکومت قاجار بویژه در زمان محمد علی شاه و زمانی که احمد شاه به سن قانونی نرسیده بود و کشور را عضدالملک و ناصرالملک اداره می کردند .اوضاع کشور بی نهایت متزلزل و بحرانی و هرج ومرج و ناامنی سراسر کشور را فرا گرفته بود . در اطراف و اکناف کشورهر طایفه یا ایلی که تعدادی تفنگچی در اختیار داشت کوس ملوک الطوایفی و یاغیگری سرداده بودند . قانون و انضباطی در کار نبود . در آن زمان نایب حسین کاشی و پسرانش ماشاالله خان و لشکر شجاع ( که مظالم وی را تا قائنات هم یاد می کنند)، تعدادی حدود 500 نفر مفت خوار و یاغی بدور خود جمع و مناطقی از کاشان و روستاهای اطراف آن را در سیطره خود گرفته بودند و برجان ، مال و ناموس مردم مستولی و انواع و اقسام جنایات را مرتکب می شدند . نایب الحکومه بلوک جوشقان و میمه در آن زمان رضا خان جوزدانی داماد پسر نایب حسین کاشی بود . در سفری زن ماشا الله خان برای دیدن دختر خود که همسر رضا خان بود به میمه می آید . و مورد بی احترامی و بی حرمتی دامادش رضاخان قرار می گیرد . ماشاالله خان پس از مطلع شدن از بی حرمتی دامادش تصمیم می گیرد که به مناطق تحت سیطره رضاخان ( بلوک جوشقان و میمه ) حمله کند و این منطق را تحت سیطره و محدوده مالیاتی خود در آورد . پس از اطلاع اهالی میمه از نقشه شوم نایب حسین ، تعدادی از بزرگان و خوانین میمه هدایایی را از قبیل گوسفند ، روغن و پنیر محلی و تعداد زیادی قاشق شربت خوری چوب شمشاد و چند طاقه شال کشمیری و مبلغی پول را توسط همسر نایب عبدالله ( نماینده ظل السلطان در بلوک جوشقان ) که نسبت خویشاوندی با نایب حسین داشت بعنوان پیش کش برای نایب حسین به کاشان می فرستند و وی را از حمله به منطقه میمه منصرف می کنند .
ماشاالله خان برای گوشمالی رضاخان وقتی از حمله به میمه منصرف می شود تعداد12 نفر از سواران خود را مأموریت می دهد که قلعه میرزا ابوالحسن خان را در روستای ورکان ( که از مناطق تحت سیطره رضاخان بود ) اشغال کنند . وقتی رضاخان از ماجرا تصرف قلعه با خبر می شود سید محمود نجف آبادی و چند نفر از سواران خود را به ورکان می فرستد تا از چگونگی ماجرا با خبر شود . سید محمود شبانه به داخل قلعه میرزا ابوالحسن خان می رود و نیروهای ماشاالله خان را غافلگیر کرده وپس از خلع سلاح در قلعه زندانی می کند .
وقتی خبر تصرف قلعه به ماشاالله خان می رسد وی با 100 سوار برای نجات نیروهایش به قلعه ورکان حمله ور می شود رضا خان برای مقابله با هجوم ماشاالله خان علاوه بر نیروهای حکومتی تعدادی از اهالی میمه را نیز مسلح و بعنوان چریک روانه ورکان می کند .1
ادامه دارد ......
1-چریکهای میمه ای عبارت بودند از غلامحسین پسر رمضان هاشمی ،ارباب غلامحسین صابری ، غلامعلی اسدی پسر رحیم اسد ، بنی لر ، رمضانعلی دهقان معروف به رمضانعلی مشهدی ، حاج سیف الله زاهدی ، حاج محمد صادق معینیان به سردستگی ارباب غلامحسین صابری .
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( سه شنبه 86/7/10 :: ساعت 9:27 صبح )
»» آن شب قدر رسیده است که مرا باز دهند آب حیات
بسم الله
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب علیه السلام
بفرست برعلی و آل محمد (ص) صلوات

خدایا به حق این لیالی با برکت قدر که تقدیر انسان ها درحضور مولایمان مهدی فاطمه عج نوشته و تعیین میشه،
ما بندگانت را در زیراین نورماه عظیم دریاب وازبرکات و فضایل وحقایق قرآن ما را بهره مند ساز
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( دوشنبه 86/7/9 :: ساعت 3:49 عصر )
»» معرفی بلاگر
من از بچگی تو میمه بزرگ شدم و میمه را خیلی خیلی دوست دارم برای همین هم از میمه زیاد می نویسم توضیح دیگر اینکه مطالب مربوط به میمه را از سایت علی وطن خواه انتخاب می کنم.
علی دانش پژوه با این عبارت به صف بلاگرهای میمه ای پیوست . اگرچه از او شناختی ندارم اما به صمیمیت و صفای درونی وی اعتقاد دارم و مطمئن هستم فردی معتقد و مومن است . نگاه مقصود مذهبی است و قلم علی دانش پژوه رمانتیک مذهبی . نمی دانم چگونه این دو را با هم جمع کرده است .منظورم احساس عشق زمینی و آسمانی است.
دانش پژوه وبلاگ خود را در ماه رمضان سال گذشته راه اندازی کرد و اولین پست وبلاگ نیز به این عبارت اختصاص داشت :
این وبلاگ متعلق به علی دانش پژوه می باشد
پیام های دیگران
link دوشنبه، 3 مهر، 1385 - مقصود
دومین پست وبلاگ راهم به دعای روز اول ماه رمضان اختصاص داد :
اَللـهم اجعل صیامى فیه صِیامَ الصآئِمینَ و قیامى فیه
قیامَ القآئِمینَ وَنبِّهنى فیه عن نَوْمَةِ الغافِلینَ وَهَب لى جرمى فیه
یا اِلـهَ العالمین وَاعف عَنى یا عافِیا عَن المجرِمین
خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى
و شب زنده داریم را نیز همانند شب زنده داران
و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران
او درآخرین پست وبلاگ خود چه زیبا نوشته ای را برگزیده است!!
خواستم از “بوسوئه” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از “مریم” سخن میگفت. گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کردهاند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقهشان را به کار گرفتهاند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندیهای اعجازگر کردهاند.
اما مجموعه گفتهها و اندیشهها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این کلمه نتوانستهاند عظمتهای مریم را بازگویند که: “مریم، مادر عیسی است”.
و من خواستم با چنین شیوهای از فاطمه بگویم. باز درماندم:
خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.
دکتر علی شریعتی
علی دانش پژوه دروبلاگ خود مطالبی از سایت های دیگر درباره میمه جمع اوری کرده است واین خیلی خوب است چراکه درصورت تعطیلی وبلاگ ها ، مجاری اطلاعات متعدد خواهد بود اما وی خاضعانه نوشته است
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( دوشنبه 86/7/2 :: ساعت 5:2 عصر )
»» تبریک عید
میلاد خجسته ی یگانه منجی عالم بشریت ، چشمه ی جوشان کوثر ، قائم آل محمد حضرت حجت ابن الحسن مهدی موعود ، عج الله تعالی فرجه الشریف ، بر همه ی دلباختگان و شیفتگان حضرتش مبارک باد

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( سه شنبه 86/6/6 :: ساعت 4:53 عصر )
»» زبان اولیه مردم منطقه میمه
((حقوق معنوی و مادی مقاله ذیل متعلق به دوست اندیشمند و گرامی ام آقای محمدتقی معینیان است))
برطبق تحقیقات دکتر ( سپایزار ) طوایف آریائی هر یک دارای یک زبان مخصوص بوده اند . ولی زبان آنها به همدیگر نزدیک بوده و به زبان همدیگر آشنائی داشته و اصول و کلمات آنها تقریباً یکی و نزدیک بهم بوده است . در اصل مردم ساکن نواحی مادنشین به زبان مادها که همان زبان اوستا بوده صحبت می کرده اند .
استرابون جغرافیادان یونانی که در اوایل قرن اول میلادی متوفی شده می گوید در منطقه مادنشین ایران قدیم ، پارس و ماد زبان همدیگر را بخوبی می دانستند و معلوم می شود که زبان ( پارس و ماد ) خیلی بهم نزدیک بوده است و در ایران مرکزی بخصوص مناطقی که آئین زردشتی داشتند رواج داشته است .
در کتاب تاریخ باستان از قول مولر F.W.K.MULLER زبان شناس اروپائی که ایرانی بودن این زبان را ثابت نموده می نویسد . « ریشه اصلی زبانهای متوسط مردمان ایران دو زبان اصلی است . یکی پهلوی ساسانی که در جنوب غربی ایران ( پارس ) متداول و زبان رسمی ساسانیان بشمار می رفته است . دیگری زبانی که در آغاز ، دانشمندان آنرا لغت کلدانی پهلوی می نامیدند و چندان اسم مناسبی نبود و این لغت را پهلوی اشکانی که زبان رسمی در بار پارت بوده ، باید نامید . زبان اشکانیان متعلق به لغت ایران مرکزی است که فعلاً لهجه های ایالات ساحل بحر خزر و سمنانی و لهجه های نواحی اطراف کاشان ( جوشقان ) و اطراف اصفهان و لهجه گورانی و غیره از آن حکایت می کند . لاکن آنچه امروز از این زبان در نواحی غربی رشته کوه کرکس باقی مانده است . زبانی است ادغام شده از زبان اشکانی و ساسانی که معلوم می کند که تاثیر زبان نشانه نفوذ تمدن اشکانی در تمدن ساسانی است لغات بسیار ، که مربوط به مفاهیم دینی و سیاسی و اجتماعی است یا اسم اسلحه و وسائل ارتباط و اصطلاحات پزشکی و عبارات عادی حتی بعضی افعال متداول ، که در زبان ساسانیان و فارسی کنونی هم رواج دارد ، صورت اشکانی خود را حفظ کرده اند . در اصل زبان اهالی این نواحی استنساخی است ، که بعد از انقراض ساسانیان کرده اند و غلط و اشتباه بسیار در آن راه دارد . بسیاری از حروف الفبای پهلوی را در این زبان به اقسام چند می توان خواند در کتاب یکسال در میان ایرانیان نوشته ادوارد براون انگلیسی در مورد زبان مردم این منطقه آمده است .
« زردشتیهای یزد و کرمان به زبانی صحبت می کنند که خود آنها آنرا زبان دری می خوانند و عقیده دارند که این زبان بازمانده زبان مادهاست . این زبان با لهجه های محلی قهرود ، کاشان ، سیوندی و لری قرابت نزدیک دارد . خود ایرانیان مجموع این زبانها را بنام ( فرس قدیم ) می خوانند . برای اینکه از قدیم بجای مانده است » .( 1)
گویش مردم منطقه میمه یکی از گویشهای باز مانده از زبانهای اوستائی ( پارسی باستان ، پهلوی ، سکائی ، پارسیک و سغدی ) است که امروزه با تغییراتی در لهجه و ورود لغات غریبه فارسی ، عربی و بعضاً فرنگی آمیخته شده و بیشتر در مناطق مسکونی اطراف رشته کوه کرکس و ارتفاعات مرکزی ایران از محدوده شهر قم تا یزد در شهرها و بخشهائی چون چرقویه ، کوهپایه ، رودشیتن ، نائین ، اردستان ، بخشهائی از شهرستان کاشان ( جوشقان ، برزک ، ویدوج ، ویدوجا و روستای غربی رشته کوه کرکس ) ، جوشقان قالی ، کامو ، شهرستانهای دلیجان ، خوانسار ، برخوار ، میمه و ( روستاهای تابعه ) روستاهای شهرستان نطنز ، بخشی از شهرستان خمینی شهر ، زرتشتیان یزد و کرمان بدان سخن می گویند و از آن بنامهای گویش « میانی ایران ، پهلوی – دری ، ساسانی – مادی ) نام می برند اگر چه آهنگ و روش گفتاری این گویشها در هر بخشی یا شهرستانی با یکدیگر ناهماهنگی هائی دارد ولی ریشه تمامی آنها یکی است و همگی آنها در شمار گویشهائی است که برخی آنرا پهلویات و برخی دیگر آنرا گویشهای ساسانی – مادی گویند. به نوشته استاد جلال الدین همائی پایگاه نام آوری زبان پهلوی که در زمان ساسانیان روائی داشته است عراق عجم ( شهر اراک و بخشهایی از استان اصفهان و نواحی حاشیه کویر مرکزی بوده و به نام زبان (ولایتی) نامیده می شود که سرمنشأء آن زبان اوستایی و زرتشتی است که اولین بار قوم ماد آن را اختراع و با آن تکلم می کردند.
دکتر محمد قائمی «گویش میمه ای و بخشهایی از استانهای اصفهان و یزد و سمنان را از یادگاری های زبان پهلوی (پارتی) می داند و می نویسد زبان پهلوی زبان رسمی دربار پارت یعنی پادشاهان اشکانی است و در پارت و شمال باختری و مرکز ایران به این زبان سخن می گویند.
در کتاب تمدن ساسانی آمده است « به گفته حمزه اصفهانی ، ایرانیان را پنج زبان بوده است: (پهلوی ، دری ، خوزی و سریانی)
دکتر سیروس شفقی استاد جغرافیای دانشگاه اصفهان درباره زبان مردم منطقه میمه و نواحی اطراف رشته کوه کرکس چنین نگاشته اند: این زبان بازمانده اصل و یا دگرگون و ساییده شده گویشهای باستانی مانند (اوستایی پارسی باستان و سکایی زبان پارسی میانه مانند پهلوی ، پارسیک و سغدی می باشد)
برخی از دیوانهای سرایندگان گذشته مانند ( باباطاهر ، مهان کشفی ، فایز دشتستانی ، درویش عباس گزی ، یحیی ذکا، ، بند اررازی ، روزبهان شیرازی ، عبدالعلی کارنگ ) به این زبان اشعار سروده شده است ، از تازه ترین کارها در این زمینه می توان به کتب گرگویه ، واژنامه راجی نوشته حسین صفری دلیجانی ، واژه نامه بهونیان یزد نوشته دکتر کتایون مزادپور .اشاره کرد
پس از روایی زبان پارسی دری در شهر اصفهان در زمان سلجوقیان ، مردم منطقه میمه که بیشتر آنان همچنان به دین و آئین زرتشتی پای بند بوده اند و همچنین یکدست ماندن مردم این سامان و دلبستگی آنان به فرهنگ باستانی ، انگیزه ای گردید تا زبان پهلوی همچنان روائی پیشین خود را از دست ندهد و این روند تا روزگار صفویان که آیین همگانی مردم ایران گردید همچنان پایدار بوده است . در زمان شاه عباس صفوی بار دیگر اصفهان به پایتختی ایران برگزیده شد و استان اصفهان در پرتو آن رو به آبادانی و پیشرفت نهاد و در پی آن منطقه میمه نیز که شاخه ای از یکی از مهمترین راههای دسترسی به مرکز ایران و حاشیه کویر بخصوص خراسان رضوی از آن می گذشت از این رویداد بی بهره نماند و آبادانی خود را بازیافت .
ساخت چندین کاروانسرا و قلعه در شهر میمه و روستاهای ونداده ، علی آباد ، رباط ، چغاده و مراوند و احداث راههای مناسب کاروان رو اثرات مهمی در روائی امور بازرگانی ، کشاورزی و دامداری در این سرزمین داشت و این عوامل انگیزه ای شد تا چند تن از بزرگان نظیر آیت الله ملا محمد باقر دارائی ، زین العابدین جبل عاملی و شاگردان آنها به منطقه میمه روی آورده و درروستاهای آن ماندگار شوند ، روی آوردن این بزرگان که زبان آنان پارسی دری بوده ، انگیزه ای شد تا این زبان در برخی از روستای منطقه نظیرخسروآباد ، قاسم آباد ، حسن رباط ، لوشاب ، لای بید و موته ) رواج و زبان پارسی با زبان عربی در هم آمیخته و تشکیل خط و زبانی بنام پارسی دری را داده است . واژه دری به معنی درباری است و آن زبان دولتی و دستگاه ساسانی است این زبان دنباله پهلوی ساسانی است که در آن نشانه هائی از زبانهای پهلوی اشکانی و سغدی نیز دیده می شود .
در کتاب خاطرات خانم لامتن انگلیسی در مورد زبان مردم میمه آمده است .
« زبان مردم اولیه این منطقه ( میمه ) زبان ماد آمیخته به زبان پهلوی دری بوده و کمتر کلمات عربی داخل آن شده است . این زبان تاکنون شکل افعال خود را تا حدودی حفظ کرده ، و اختلاف آن با زبان فارسی نیز به این دلیل است ( زبان فارسی رابطه خود را با اصل فارسی قدیم تیره ساخته و کاملاً از فارسی قدیم جدا شده است » .
( متروپست ) متخصص زبان پهلوی می گوید « غیر از اوستا بقیه نوشتجاتی که به زبان پهلوی است از دوره ساسانی است و زبان فارسی کنونی هم پس از پیشرفت سلطه و نفوذ ( ساسانیان ) کم کم تغییر شکل یافته و در ایران عمومیت پیدا کرده است مگر نقاط دور افتاده و یا عده قلیلی از نژاد پرستان و طرفداران شعایر ملی که زبانهای محلی خود را از دست نداده اند . »
نتیجه گیری :
در اصل زبان میمه ای از زبان مادی اوستایی (2) و پهلوی دری است که در هم آمیخته شده و آنرا می توان از زبانهای قدیم ایران دانست . وقتی در مقام مقایسه این زبان با زبان کردی و اوستائی بر می آئیم متوجه می شویم که شباهت زیادی بین این زبانهاست و شاید زبان میمه ای مانند زبان اوستائی و کردی 3 هزار سال پیش از میلاد بوسیله آریائیها مکالمه می شده و بعدها منشعب و مختلف شده و تغییراتی یافته باشد . یا شاید از اواخر دوره هخامنشی در دوره پارت مورد استعمال بوده و رواج یافته است .
از دلایلی که قدمت زبان مردم و شهر میمه را به دوره هخامنشی و ساسانی می رساند می توان اشتراک زبان میمه ای و زبان مردم جهرم را که بر اساس اسناد تاریخی در زمان هخامنشی احداث گردیده است دانست یا نام پسران و دختران اهالی را که به اسامی مادی گذاشته می شود نام برد . (3)
( اسامی هوشنگ ، جمشید ، فریدن ، بهمن ، اردشیر ، آذر ، فرنگیس ، ناهید و امثال آن ) مطالعات تاریخی زبان نشان می دهد که زبان مردم میمه یا اشتراکی که با زبانهای دیگر نقاط ایران دارد از فارسی باستان و زبان اوستائی(4) ریشه گرفته و بعد با زبان پهلوی دری در هم آمیخته و سپس به دوره میانه رسیده و تحت تاثیر زبانهای دوره میانه قرار گرفته و سپس در دوره فارسی نو همراه با آن توسعه یافته و به زبان حال رسیده است .
امروزه بیش از سی درصد از مردم منطقه بویژه جوانان و نوجوانان ، به زبان فارسی روی آورده و گمان می رود تا سی سال آینده دیگر گویش میمه ای که یادگار زبانهای ( پارسی باستان ، اوستائی و پهلوی ) است از اکثر خانه ها رخت بر بندد . از این رو جا دارد دست اندرکاران و کارگزاران فرهنگی شهر میمه و همچنین جوانان تحصیل کرده میمه ای برای حفظ ، پربار ساختن و زدودن این گویش از واژه های بیگانه تلاش کنند تا حداقل نشانی از این زبان که ریشه در تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله دیارمان دارد برای آیندگان بیادگار بماند .
.......................
1 – رحمت الله زرگری کتاب تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی
2 – زبانهای مادی اوستائی ، پهلوی دری و سانسکریت هر سه زبان مشترک آریائیها بوده است .
3-– قبیله بوز که اول در مازندران بودند به اطراف همدان و عراق عجم ( اراک و گلپایگان ) پراکنده شده اند ، قبیله بوزیکی از اقوام ماد در ایران بود نقل از کتاب اصفهان نوشته مرحوم استاد همائی
4– زبان اوستائی یعنی زبانی که خود زردشت با آن صحبت می کرده و زبان فارسی باستان بوده که در دوره هخامنشیان رواج داشته و به علت قدمت بعضی از موارد که در تاریخچه منطقه میمه ذکر شده ارتباط زبان با دوره هخامنشیان مشخص و معین می گردد همانطور که گفته شد مذهب رسمی افراد این محل قبلاً زردشتی بوده و هنوز هم عقاید و آداب و سنن چندی در فرهنگ این ناحیه رایج است که تداوم همان رسومات را می رساند و این اثبات کننده این موضوع که زبان مردم ریشه در اوستائی و فارسی باستان دارد .
زبانهای اوستائی و فارسی باستان از شاخه های زبان های هند و ایرانی هستند که خود شاخه ای از زبان آریائی یا هندی و اروپائی است . تا حال حاضر بالغ بر 18 زبان که یا زمانی زبان رسمی و ملی بوده اند یا امروزه هستند یافت شده که به شاخه هندی و اروپائی ( آریائی ) مربوط است و طبق نظر دانشمندان همه از یک ریشه بر آمده اند .
...........................................
قسمت دوم زیرنویس ها
. 1- زبان پهلوی منسوب است به پهله نام پنج شهر اصفهان ، ری ، همدان ، نهاوند و آذربایجان شرقی.
نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی وطن خواه ( دوشنبه 86/5/8 :: ساعت 9:39 صبح )